شرح دعای ندبه

گام های انتظار
(مختصری از شرح دعای ندبه)
گام پنجم: شرح۳
إذ اخترت لهم جزيل ما عندک من النعيم المقيم الذي لا زوال له ولا اضمحلال
آنان كه نعمتهاى پايدار و بى زوال خويش را برايشان برگزيدى
جزیل: از ماده "جزل" بر وزن فعیل صفت مشبه به معنای زیاد و قوی و در اینجا به معنای عطا و بخشش است.
المقیم: صفت از ماده "قوم" به معنای پایدار و دوام می باشد.
لازوال: از ماده "زول" به معنای فنا و از بین رفتن است.
لااضمحلال: از ماده "اضمحلّ" یعنی تغییر یافتن و نیست شدن.
خدایتعالی برای اولیائش عطا بزرگ خود را از نعمت پایداری که هیچ زوال و فنائی در آن راه ندارد مرحمت فمود و این عطا و بخشش مطابق لیاقت و ظرف آن هاست.چون ایشان به جهت قابلیت و استعداد لازم که دارند هیچگاه قابلیت نعمت خداوند را از دست نمی دهند و هیچگاه رای آن ها زوال و اضمحلال نعمت وجود ندارد.
زوال نعمت برگشت به عدم ظرفیت و عدم پذیرش دارد به این معنا که وقتی ظرف وجود قابلیت نداشته باشد، نعمت از او به زوال می انجامد ولی اگر خود را پاک کرده و ایمان کامل را بدست آورده باشد این زوال برای آنها نیست و اولیاء خدا چون ظرف وجودشان پاک و طاهر است و در عالم ارواح و عالم ذر بوسیله ی امتحانات و آزمایش هایی که شدند این قابلیت را از خود نشان دادند، قابلیت درک نعمت و رحمت را دارند و برای آن ها زوال و اضمحلالی وجود ندارد.
اولیاء خدا در عالم ارواح و عالم ذر این شرط الهی را پذیرفتند که هیچگاه فریب دنیا و زیبایی های زودگذر آن را نخورند و آن ها نیز این تعهد و شرط را پذیرفتند و خدایتعالی نیز وفا و ثابت قدم بودن را بر این شرط را در آن ها دانست لذا نعمت بی پایان و زوال ناپذیر خود را بر آن ها ارزانی داشت.
و در بعضی از آیات قرآن به این نعمت های پایدار (نعیم مقیم) اشاره شده و می فرماید:
یبشّرهم ربهم برحمة منه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم خالدین فیها ابداً انّ الله عنده اجر عظیم
«پروردگارشان آنها را به رحمتی از ناحیه ی خود و رضایت(خویش)، و باغ هایی از بهشت بشارت می دهد که در آن نعمت های جاودانه دارند و تا ابد در این باغ ها خواهند بود، زیرا پاداش عظیم نزد خداوند است.»
بعد أن شرطت عليهم الزهد في درجات هذه الدنيا الدنية وزخرفها وزبرجها
در پس عهد و شروطى كه به آنان
الزهد: بی رغبتی و عدم وابستگی
الدنیة: خار، پست و بی ارزش
زخرفها: "زخرف" یعنی زیستن و آراستن و به انواع وسائل تجملی در دنیا زخرف گفته می شود.
زبرجها: "زبرج" یعنی آرایش به جواهرات و غیره.
این نعمت هایی که خداوند متعال برای انبیاء و اولیائش مقرر فرموده به دنبال شرط و عهدی است که با آنها بسته است چنانکه در سوره احزاب اشاره به همین عهد و میثاق می کند و می فرماید:
و اذ اخذنا من البنین میثاقهم و منک و من نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم...
« این همان عهد و میثاقی است که خداوند در روز الست از پیامبران گرفته و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم....»
و در حقیقت این فقره از ا دعای ندبه اشاره به عهد و میثاق «عالم ذر» دارد که خداوند در ابتدا خلقت این عهد و پیمان را با ارواح مقدس انبیاء و اولیاء بسته است که دل به دنیا و زینت های آن نبندند و فریب دنیا و زخارف آن را نخورند. چون دل بستن و وابسته بودن به دنیا و زینت های آن خلاف زهد می باشد.
در این قسمت برای روشن شدن معنای "زهد" کلام را بسط می دهیم و به خوانندگان عزیز یادآور می شویم که زهد معنایش این نیست که از دنیا و نعمت های آن کناره گیری شود و از آن ها استفاده نکندچنانکه در قرآن آمده است:
قل من حرم زینة الله الّتی اخرج لعباده
بلکه معنای "زهد" این است که به دنیا وابسته نباشید و دل به آن نبندید، چون اگر روح و دل انسان وابسته به دنیا و زخارف آن شد دیگر هرگز نمی تواند از آن بگذرد و تمام فعالیت و تلاش انسان فقط برای رسیدن به دنیا می شود و هرگز نمی تواند خود را به حقیقت برساند و خود را برای پروردگار خویش خالص گرداند. چنانکه از امام زین العابدینعلیه السلام از حقیقت زهد سوال شد، آن حضرت در جواب فرمودند حقیقت زهد در یک آیه قرآن است و آن این است که خدایتعالی می فرماید:
لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم
« بر آنچه از دست داده اید تأسف نخورید، و به آنچه به شما داده شده است دلبسته و شادمان نشوید.»
انسانی که دل به دنیا و زخارف آن نبسته است هنگامی که چیزی از دنیا و زخارف آن فوت شود ناراحت نمی شود و هرگاه به دنیا و زخارف آن دست یابد بیش از حد خرسند نمی شود.

.jpg)

