تبليغاتX
آل یاسین
 
آل یاسین
 
 
 

 

میثاق

          از غدیر تا عاشورا و از عاشورا تا ظهور، امتداد میثاقی است که جریان تاریخ شیعه را رقم زده است و اکنون به عصر ما رسیده است. میان علی(ع)،حسین(ع) و مهدی(عج) پیوندی است ناگسستنی همچنان که میان غدیر، عاشورا و ظهور! و در طول تاریخ جریان های مختلفی همواره تلاش کرده اند تا این نقاط عطف مهم را به وادی فراموشی و عدم بسپارند و حکومت های طاغوتی خود را بگسترند حال آنکه باور نداشتند "أنَّ الأرضَ یَرثُها عبادی الصّالحون" و نمی دانستند سنت الهی را که  "والعاقبة ُ للمتّقین" و "لَن یُخلف الله وعدَه..."

وسنت الهی تحقق پذیرفت و حجج الهی یک به یک از عرش پا بر فرش خاکی نهادند و بنای هدایت آدم گذاشتند؛ "مُستَحفِظٌ بَعدَ مُستَحفِظ مِن مُدَّةٍ الی مُدَّةٍ إقامَةً لِدینِکَ و حُجَّةً علی عِبادِک"

رابطه انسان با حجت الهی، بر سه وجه اصلی استوار است که عبارتند ازاعتقاد به حضور و وجود حجت، معرفت درباره حجت، مراجعه به حجت؛ و با وجود اینکه بسیاری از ما معتقد و معترف به حضور امام عصر(عج) هستیم، در باب ایمان واقعی و توسل مطلق به آن حضرت، پای اعتقادمان کمی می لنگد و سال هاست حجت عملی و نظری خود را، آراء و اقوال نظریه پردازان مختلف وبعضاً تمدن و فرهنگ غرب مدرن قرار داده ایم و از آن تأسّی پذیرفته ایم و به علاوه به نوعی دچار تعدد حجج گشته ایم، حال آنکه هیچ حجتی در پیشگاه خداوند جز کلام وحی، سیره و سنت نبوی، قول ائمه (ع) و دریافت های متکی به آن، برای رسیدن به سعادت و رستگاری پذیرفته نیست.

و انگار فراموش کرده ایم خودمان را، بندگی مان را،اماممان را و حجّیتش را ... انگار فراموش کرده ایم "حیّ یعرفونه" بودن اماممان و نظارتش بر لحظه لحظه حیاتمان را... انگار فراموش کرده ایم ...  

 

          جایی عبارتی خواندم از آیت الله جوادی آملی که فرموده بودند: "انسان در عصر غیبت یا منتظر است یا گرفتار جاهلیت" . گفتار نغزی است سخت مناسب حال و روز این ایام ما و هر سری را به جیب تفکر فرو می برد و بر سر دو راهی جهل و انتظار می نشاند!  راه جهل که همواره آزاد و آسان است و هم اکنون نیز در درجات عالی آن! روشنفکرمآبان بسیاری پسماندهای ذهنی شان را بیرون می ریزند و دست به انکار وحیانی بودن قرآن و وجود امام عصر(عج) و هر آنچه که با براهین محکم و متقن به اثبات رسیده است می زنند.

اما اگر در باب انتظار به تفکر بنشینیم، می بینیم که ملزوماتی دارد و آدابی و سننی و... و ابتدای این راه همان معرفت است به امام عصر(عج) و شرایط سخت دوره غیبت و آخرالزمان. 

وانتظار آن چنان که در کلام بزرگان ما آمده است در آخر به استیصال می کشد و انسان منتظر، بیش از هرکس دیگری خلأ نبود امام عصر(عج) را در جامعه درک می کند. و به تعبیر یکی از دوستان، اگر اکنون در زندگی هایمان سوزندگی آتش در کف دست را احساس نمی کنیم دلیل محکمی است بر عدم انتظارمان...

وشاید این، تلنگری باشد که اکنون که 1171 سال ازغیبت ولیمان می گذرد و نهم ربیع دیگری را جشن می گیریم، مسلک انتظار را بیشتر احیا کنیم.

به امید آنکه سال بعد اولین ربیع ظهور را جشن بگیریم و سر بر سجده شکر بساییم....  

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 21:7  توسط مهدیار  | 
« لا یستوی القاعدون من المؤمنین

 

 غیر اولی الضرر والمجاهدون فی

 

سبیل الله باموالهم و انفسهم فضل

 

الله المجاهدین باموالهم و انفسهم

 

علی القاعدین درجة و کلاً وعد الله

 

الحسنی و فضل الله المجاهدین علی

 

القاعدین اجراً عظیماً »

 |+| نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 19:50  توسط مهدیار  | 

همه‌ی مجاهدان فلسطین و همه‌ی مؤمنان دنیای اسلام

به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و

مردم بی‌دفاع غزه‌اند و هر كس در این دفاع‌ مشروع

و مقدس كشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت

كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسول‌الله

صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ محشور شود.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 19:7  توسط مهدیار  | 
یا ایّها المسلمون

 

اگر هنوز غیرت در رگ هایتان می جوشد...

               

                   اگر می خواهید چون کوفیان نباشید....

                         

                              اگر در حسرت یاری حسین و فرزندش هستید...

 

امروز وقت جهاد است

 

غزه را دریابید

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 10:33  توسط مهدیار  | 

 

فرمود :

هل من ناصر ینصرنی ؟

و تنها 72 نفر ، تیغه شمشیر بوسه گاه گلویشان شد ، آن دم که لبیک می گفتند ...

و زیاد نبودند آن ها که خارهای بیابان ، نوازشگر پاهایشان بود و اکثرهم نساء و الاطفال ...

و تنها بود زینب (س) بر روی آن تل ...  و تنها زیبایی دید و هیچ ...

و تنها ، لا یوم کیومک یا اباعبدالله  ...

...

و کل یوم عاشورا  و کل ارض کربلا ...

و امروز کودکی در غزه فریاد می زند ...

هل من ناصر ینصرنی ؟

و تنها ...

 

و تاریخ تکرار می شود ...

و ندای هل من ناصر ینصرنی گوش عالمیان را پر خواهد کرد ...

و آنها که جز سکوت کاری نکرده اند ...

پشیمان می شوند ...

و این بار ذوالفقار ولی خداست که پاسخ می دهد ...

اللهم عجّل لولیّک الفرج

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 10:25  توسط مهدیار  | 
كاش بودي تا دلم تنها نبود

تا اسير غصه ي فردا نبود

كاش بودي تا فقط باور كني

بي تو هرگز زندگي زيبا نبود

كاش بودي تا كه حق پيدا شود

باطل و جهل و ريا رسوا شود

كاش بودي تا كه نرگس بشكفد

كوبه كو گل در جهان بويا شود
 |+| نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 21:11  توسط مهدیار  | 

گام های انتظار

(مختصری از شرح دعای ندبه)

 گام پنجم: شرح۳

 

إذ اخترت لهم جزيل ما عندک من النعيم المقيم الذي لا زوال له ولا اضمحلال

آنان كه نعمتهاى پايدار و بى زوال خويش را برايشان برگزيدى

جزیل: از ماده "جزل" بر وزن فعیل صفت مشبه به معنای زیاد و قوی و در اینجا به معنای عطا و بخشش است.

المقیم: صفت از ماده "قوم" به معنای پایدار و دوام می باشد.

لازوال: از ماده "زول" به معنای فنا و از بین رفتن است.

لااضمحلال: از ماده "اضمحلّ" یعنی تغییر یافتن و نیست شدن.

خدایتعالی برای اولیائش عطا بزرگ خود را از نعمت پایداری که هیچ زوال و فنائی در آن راه ندارد مرحمت فمود و این عطا و بخشش مطابق لیاقت و ظرف آن هاست.چون ایشان به جهت قابلیت و استعداد لازم که دارند هیچگاه قابلیت نعمت خداوند را از دست نمی دهند و هیچگاه رای آن ها زوال و اضمحلال نعمت وجود ندارد.

زوال نعمت برگشت به عدم ظرفیت و عدم پذیرش دارد به این معنا که وقتی ظرف وجود قابلیت نداشته باشد، نعمت از او به زوال می انجامد ولی اگر خود را پاک کرده و ایمان کامل را بدست آورده باشد این زوال برای آنها نیست و اولیاء خدا چون ظرف وجودشان پاک و طاهر است و در عالم ارواح و عالم ذر بوسیله ی امتحانات و آزمایش هایی که شدند این قابلیت را از خود نشان دادند، قابلیت درک نعمت و رحمت را دارند و برای آن ها زوال و اضمحلالی وجود ندارد.

اولیاء خدا در عالم ارواح و عالم ذر این شرط الهی را پذیرفتند که هیچگاه فریب دنیا و زیبایی های زودگذر آن را نخورند و آن ها نیز این تعهد و شرط را پذیرفتند و خدایتعالی نیز وفا و ثابت قدم بودن را بر این شرط را در آن ها دانست لذا نعمت بی پایان و زوال ناپذیر خود را بر آن ها ارزانی داشت.

و در بعضی از آیات قرآن به این نعمت های پایدار (نعیم مقیم) اشاره شده و می فرماید:

یبشّرهم ربهم برحمة منه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم خالدین فیها ابداً انّ الله عنده اجر عظیم

«پروردگارشان آنها را به رحمتی از ناحیه ی خود و رضایت(خویش)، و باغ هایی از بهشت بشارت می دهد که در آن نعمت های جاودانه دارند و تا ابد در این باغ ها خواهند بود، زیرا پاداش عظیم نزد خداوند است.» 

 

بعد أن شرطت عليهم الزهد في درجات هذه الدنيا الدنية وزخرفها وزبرجها

در پس عهد و شروطى كه به آنان كردى. با آنان شرط كردى كه نسبت به اين دنياى فرومايه و زينتها و نقشُ نگارهاى آن، بى رغبت بمانند.

الزهد: بی رغبتی و عدم وابستگی

الدنیة: خار، پست و بی ارزش

زخرفها: "زخرف" یعنی زیستن و آراستن و به انواع وسائل تجملی در دنیا زخرف گفته می شود.

زبرجها: "زبرج" یعنی آرایش به جواهرات و غیره.

این نعمت هایی که خداوند متعال برای انبیاء و اولیائش مقرر فرموده به دنبال شرط و عهدی است که با آنها بسته است چنانکه در سوره احزاب اشاره به همین عهد و میثاق می کند و می فرماید:

و اذ اخذنا من البنین میثاقهم و منک و من نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم...

« این همان عهد و میثاقی است که خداوند در روز الست از پیامبران گرفته و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم....»

و در حقیقت این فقره از ا دعای ندبه اشاره به عهد و میثاق «عالم ذر» دارد که خداوند در ابتدا خلقت این عهد و پیمان را با ارواح مقدس انبیاء و اولیاء بسته است که دل به دنیا و زینت های آن نبندند و فریب دنیا و زخارف آن را نخورند. چون دل بستن و وابسته بودن به دنیا و زینت های آن خلاف زهد می باشد.

در این قسمت برای روشن شدن معنای "زهد" کلام را بسط می دهیم و به خوانندگان عزیز یادآور می شویم که زهد معنایش این نیست که از دنیا و نعمت های آن کناره گیری شود و از آن ها استفاده نکندچنانکه در قرآن آمده است:

قل من حرم زینة الله الّتی اخرج لعباده

بلکه معنای "زهد" این است که به دنیا وابسته نباشید و دل به آن نبندید، چون اگر روح و دل انسان وابسته به دنیا و زخارف آن شد دیگر هرگز نمی تواند از آن بگذرد و تمام فعالیت و تلاش انسان فقط برای رسیدن به دنیا می شود و هرگز نمی تواند خود را به حقیقت برساند و خود را برای پروردگار خویش خالص گرداند. چنانکه از امام زین العابدینعلیه السلام از حقیقت زهد سوال شد، آن حضرت در جواب فرمودند حقیقت زهد در یک آیه قرآن است و آن این است که خدایتعالی می فرماید:

لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم

« بر آنچه از دست داده اید تأسف نخورید، و به آنچه به شما داده شده است دلبسته و شادمان نشوید.»

انسانی که دل به دنیا و زخارف آن نبسته است هنگامی که چیزی از دنیا و زخارف آن فوت شود ناراحت نمی شود و هرگاه به دنیا و زخارف آن دست یابد بیش از حد خرسند نمی شود.  

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 23:52  توسط مهدیار  | 
 

    

میلاد

         اخت سلطان همه عالم رضا

       بنت پاک حضرت موسی بن جعفر

                دختر ماه پیمبر

                   ناز حیدر

        المسمی به اسم پاکی چون حبیبه

      شهره در اعلام به نام با مسمای کریمه

               فاطمه معصومه خاتون

                                           تهنیت باد

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 21:5  توسط مهدیار  | 

               

نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند.
ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.
يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند.
به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.
آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.
محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.
سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.
آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.
بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است.
پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد.
 
 
منبع: موعود به نقل از پايگاه اطلاع رساني حضرت معصومه (س)
 
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 20:50  توسط مهدیار  | 

 

گام های انتظار

(مختصری از شرح دعای ندبه)

 گام چهارم: شرح۲

اللهم لک الحمد علي ما جري فيه قضاؤک في أوليائک

خدايا سپاس بر آنچه قضا و قدرت براى اوليائت جارى ساخت. 

 اللهم : این کلمه در اصل "یا الله" بوده که یاء ندا حذف گردیده و به جای آن میم  مشدد به آخر آن اضافه شده است.

قضائک : قضاء حکم و فرمان الهی است که بر تقدیرات وارد می شود.

اولیائک : اولیاء جمع "ولیّ" به معنای متولی امور، سرپرست و اداره کننده می باشد.

در این عبارت کلمه "لک" بر "الحمد" مقدم داشته شده که از آن انحصار حمد به خدایتعالی فهمیده می شود به این معنا که حقیقت حمد فقط برای خدایتعالی است.

به موجب آیات و اخبار وارده خدایتعالی بر هر موجودی قضا و قدر دارد به این معنا که خوبی ها و و سعادت ها را برای بشر مقدر کرده و بر حسب رفتار و کردار بشر قضاء می آید.در این فقره از دعای ندبه اشاره به سرنوشت جاری در انبیاء و اوصیاء دارد که به قضا الهی صورت گرفته تا آن ها با برنامه هایی که از جانب حق تعیین شده بیایند و بشر را به سوی حقیقت دعوت کنند.

    لذا تمام تحولات و جریانات برنامه های الهی تا حتی ابتلائات آن ها برای ارشاد بشر بوده که قضاء الهی به آن تعلق گرفته به عبارت دیگر خداوند انبیاء و اولیاء را بر این امر منصوب کرد و یکسری تکالیف که مخصوص آن هاست بر آن ها قضا و مقرر نمود تا حقانیت ایشان بر عالمیان ظاهر گردد. چنانکه آن بزرگواران به این دنیا آمدند و با مشکلات گریبانگیر شده و با آن همه ستیزها و جنگ و جدال ها روبرو شدند تا افرادی که لایق هستند هدایت شوند و راه سعادت را بیابند و در این مأموریت از هیچ فداکاری دریغ نکردند تا اینکه به مرز شهادت و رحلت رسیدند و آنان نیز به جهت علم و کمالاتی که داشتند با آغوش باز این مأموریت را پذیرفتند و تمام آن ابتلائات را با صبر و استقامت تحمل کردند.

پس ارسال آن بزرگواران در حقیقت لطف بوده در حق بشر که قضا و قدر پروردگار به آن تعلق گرفت و جای دارد بر این نعمت خداوند متعال حمد و سپاس گفت. لذا در این فقره در مقابل آن قضاء الهی حمد وشکر خدایتعالی را بجا آورده آست. 

 الذين استخلصتهم لنفسک ودينک

آنان كه براى خودت و دين خودت خالصشان كردى

استخلصتهم : از ماده "خلص" به چیزی گویند که با چیز دیگر مخلوط نباشد.

این جمله صفت اولیاء را بیان می کند.اولیاء خدا به دلالت آیات و اخبار عدیده دارای مراتب عالیه و مقام شامخی هتند و از امتیاز خاص برخوردارند٬ و آن خلوص و پاکیشان از هر عیب و نقصی است تا تا مردم را بدون هیچ خطری به سرمنزل سعادت برسانند.البته خداوند در علمش گذشته بود که آن ها در مقابل عظمتش خاشع و خاضع هستند لذا آن ها را کمک نمود تا خود را خالص گردانند چنانکه در سوره زمر می فرماید: "قل انّی امرت ان اعبد الله مخلصا له الدین"

"بگو من مأمور شدم که خدا را بپرستم در حالی که دین را برای او خالص می دارم"

و از خصائص اولیاء خدا این است که راضی به قضای الهی هستند و به دنیا و زخارف آن دل نبستند و از مصیبت هایی که به آن ها می رسد دلگیر نمی شوند چنانکه قرآن در تعریف آنان می فرماید: "الا انّ اولیاء الله لا خوف علیهم و هم لا یحزنون"

"بدرستی که اولیاء خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند" 

بدین جهت انبیاء و اولیاء خود را در برابر خداوند و همچنین تبلیغ دین و آئینی که به آن ها مأموریت داده می شد پاک و خالص کرده بودندو این فقره از دعا به آن اشاره دارد که می فرماید: تو اولیاء را خالص نمودی و برگزیدی برای خود و دین خود.

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 17:59  توسط مهدیار  | 

معذرت خواهی

فکر کنم نزدیک به یک ماه بود که مطلب جدیدی ننوشته بودم.دلیلش هم ماه رمضان و مشغولیت های اوایل مهر و ثبت نام دانشگاه و.........بود و البته مهم تر از همه کوتاهی خودم

در هر صورت از همه کسانی که تو این یه ماه این جا اومدن و با مطالب قدیمی روبرو شدن معذرت می خوام .

انشاءالله سعی می کنم از این به بعد حداقل هفته ای یک دوبار به روز باشم.

ضمنا از همه دوستانی که تو این مدت هدف و کوتاهیم رو بهم یادآوری کردن و بخصوص دوست عزیزم مهدیار بی نهایت ممنونم.

به امید اینکه همه در جمع منتظران حضرت باشیم.

 |+| نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 23:58  توسط مهدیار  | 

 

              در بند و گرفتار بر آن سلسله مويم

 

 

 


از ديده ره کوي تو با اشک بشويم

 

 


اي برده امان از دل عشاق کجائي

 

 

 تا سجده گذارم

 


گر بوي ترا باد به منزل برساند

 

 

جانم برهاند...

 


ور نه ز وجودم اثري بيش نماند

 

 

جز گرد و غبارم...

 

مرحوم حاج ميرزا محمدتقي موسوي اصفهاني»، در كتاب شريف «مكيال المكارم» كه در آن براساس احاديث گوناگون وظايف منتظران را برشمرده است، موردي دارد كه واقعاً تكان دهنده است. ايشان مي نويسد ازجمله وظايف منتظران، توبه واقعي و بازگرداندن حقوق مردم به آنان است. يعني حتي آن توبه اي كه بدون پس دادن حقوق ضايع شده مردم به آنها باشد، مورد پذيرش نيست و نمي تواند ما را در زمره منتظران قرار دهد. درهاي رحمت الهي، هيچگاه به روي كساني كه از روي غفلت، به راه ناصواب رفته اند بسته نيست. كساني كه مي خواهند برگردند، مي توانند با اداكردن حقوق مردم و باتوبه واقعي، خود را در صف منتظران حقيقي آقا امام زمان(عج) قرار دهند. من خود را مكلف مي دانم كه صداي حضرتش را به همگان برسانم كه اي مردم بياييد و در صف منتظران من قرار گيريد، بياييد و با احقاق حقوق ضايع شده ديگران، با تأسي به پرهيزگاري و ورع، با دوري از گناهان، با صرف مال در راه هايي كه سود آن به مسلمانان برسد، باكوشش در اداي حقوق برادران ديني، با قرائت قرآن و نماز، با شاد كردن دل شيعيان، با خدمت به مردم مرا ياري كنيد تا من از شما راضي شوم.


خدا را گواه مي گيرم كه من راه هاي تقرب به آن حضرت را آشكارا بيان كردم و از هركس كه اين مطالب را بخواند، پيمان مي گيرم كه آن را به ديگران منتقل كند.»
وظايف منتظران حقيقي امام عصر(عج) سنگين است و از عهده هر كسي ساخته نيست. به همين دليل است كه گفته شده عدد منتظران حقيقي حضرت حجت(عج) از عدد آنان كه داعيه انتظار و ياوري حضرتش را دارند، بسيار كمتر است.

«دكتر محمد رهايي»، از مدرسان دروس حوزوي در باب وظايف منتظران مي گويد: «وظايف منتظران را در چند دسته مختلف مي توان تقسيم بندي كرد». بزرگان ما تا 80مورد از وظايف منتظران را از متون اخبار و روايات و احاديث استخراج كرده اند كه بخشي از آنها، وظايف تعبدي است. مثل شناخت وجود شريف امام كه اين شناخت، خودش بحث بسيار مفصلي دارد و اگر كسي بخواهد همين يك وظيفه را بدرستي انجام دهد، بايد عمرش را در پاي آن بگذارد. يا مواردي مثل رعايت مراتب ادب نسبت به اسماء شريف آن حضرت يا محبت خاص داشتن نسبت به آن حضرت و يا محبوب ساختن آن عزيز در نزد مردم و انتظار فرج و ظهور ايشان و اظهار شوق براي ديدار آن حضرت و ذكر فضايل و مناقب ايشان در ميان مردم واندوه در فراق آن بزرگوار و يا مداومت در خواندن دعاهاي خاص.
اما يكسري وظايف هم هستند كه بعد اجتماعي دارند مثل صرف اموال در راههاي مورد رضايت امام زمان(عج) كه اين يك بحث مفصل دارد. انجام اين وظيفه، در جامعه امروز ما مي تواند از اهميت خاصي برخوردار باشد. ما بايد ببينيم در شرايطي كه جامعه ما دارد، صرف اموال در چه راههايي مورد رضايت امام عصر(عج) خواهد بود.
يكي از وظايفي كه در تعاليم اسلامي برعهده منتظران امام عصر(عج) گذارده شده، تلاش در جهت سالم سازي فضاي اجتماعي است. منتظران امام زمان (عج) كساني هستند كه نسبت به مسائل اطراف خود، بي تفاوت نيستند و هر اتفاقي در عرصه هاي اجتماعي، آنها را به واكنش وامي دارد، واكنشي كه به نسبت اتفاق گاه مثبت و گاه منفي است. اين وظيفه در تعاليم ديني ما تحت عنوان امر به معروف و نهي از منكر شناخته مي شود.
«سيد ابراهيم كاظمي»، از فعالان تبليغ مهدويت، در اين باره مي گويد: «يكي از وظايف مهم مسلمانان در زمان غيبت امام عصر(عج) اين است كه به ترويج و تبليغ احكام اسلامي بپردازند و امر به معروف و نهي از منكر را اقامه و با بدعتها مبارزه كنند.
وظيفه آگاهان، علما و دانشمندان در اين مقوله، نسبت به ديگران سنگين تر است.
امام حسن عسكري(ع) از پدران گرامي خود نقل كرده است كه رسول خدا(ص) فرمودند:«شديدتر و سخت تر از يتيم شدن كودكي كه از پدر و مادر خود دور مي شود، يتيم بودن كسي است كه از امام خود دور است و به او خود دسترسي ندارد و حال آنكه با مسائلي مواجه است كه حكم آن را نمي داند. آگاه باشيد هر كس از شيعيان ما آگاه از علوم ما اهل بيت باشد، بايد بداند كه اين شخص كه دسترسي به ما ندارد و حكم ما را نمي داند در حكم كودك يتيمي است كه در دامن اوست. بدانيد هر كس او را هدايت و راهنمايي كند و راه ما اهل بيت را به او تعليم دهد، در بهشت با بهترين دوستان، همراه ما خواهد بود».
امام هادي(ع) نيز فرموده اند:«اگر در زمان غيبت حضرت قائم (عج) علمايي نباشند كه مردم را به سوي حضرت دعوت كنند و متوجه به آن جناب سازند و با دليل از دين خدا دفاع كنند و بندگان ضعيف (كم اطلاع) را از دام ابليس و ابليسيان و ناصبيها نجات دهند، كسي باقي نخواهد ماند مگر آنكه مرتد خواهد شد، ولي ايشان هستند كه زمام قلبهاي شيعيان ضعيف و كم اطلاع را محكم مي گيرند، همان طور كه كشتيبان سكان كشتي را محكم مي گيرد حقا كه اين دانشمندان نزد خداوند عزوجل برترين افرادند.

 

 |+| نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 23:35  توسط مهدیار  | 

گام های انتظار

(مختصری از شرح دعای ندبه)

 گام سوم: شرح۱

قبل از ورود در تفسیر و شرح اجمالاً در یک تقسیم بندی عرض می کنیم این دعای شریف به چهار قسمت تقسیم شده است:

قسمت اول: در بیان توحید و نبوت و امامت است.

قسمت دوم: واله و حیران شدن در فراق و غیبت امام زمان(عج)

قسمت سوم: رسیدن به لقاء و وصل قرب روحی و معنوی امام زمان(عج)

قسمت چهارم: دعا و نیایش و طلب وصل و حوائج است.

قسمت اول

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمين

حمد و سپاس و ستايش از آن خداست، پروردگار جهانيان

الله : نام ذات مقدس خدایتعالی است که جمیع صفات جلال و جمال و کمال را در بر دارد.

رب : به معنای صاحب و مالکی است که به تمام امور بندگانش رسیدگی می کند و او را می پروراند.

العالمین: لفظ جمع از "عالَم" است که شامل عالم های متعدد می شود.

دعای ندبه با کلمه حمد شروع می شود. "حمداللهی" وظیفه هر انسان موحدی است که خداوند را شناخته باشد.

شکر و ثنا یا به زبان می باشد که آن را ثنا گویند و یا یه به قلب که اعتقاد به صفات نیک منعم می باشد و یا به جوارح که تحمل اطاعت و فرمانبرداری از نعمت دهنده خود می باشد.لذا انسانی که به این معنا دائما خدای را حمد می کند، یک موحد کامل است.

الف و لام در کلمه "الحمد" به این معنی است که حقیقت و اصل حمد و تمام افراد حمد از آن خداوند است. بعد از کلمه حمد اسم "الله" آورده شده است. این اسم مبارک تنها اسمی است که جمیع صفات کمال الهی را دربردارد و لذا هیچ گاه برای دیگر اسماء صفت واقع نمی شود.

" عالمین" جمع عالم است که بعضی گفته اند شامل عالم دنیا و آخرت می شود و بعضی گفته اند عالمین یعنی تمام عوالم وجود.بعضی دیگر نیز گفته اند "عالمین" شامل عالم صاحبان عقل و غیر صاحبان عقل مثل عالم حیوانات و نباتات و جمادات می گردد.

در بعضی از نسخه های دعای ندبه "الحمد لله الذی لا اله الا هو" نیز آمده که پس از حمد اشاره به توحید نموده است. اصولاً هرکجا از دعاها و زیارات که توحید ذکر می شود برای این است که انسان در عرصه زندگی خویش تنها خداوند واحد را بندگی کند و بغیر او  به کسی یا چیزی دل نبندد  و فریب نخورد و بداند مؤثر واقعی در وجود ذات اقدس احدیت است.

وصلي الله علي سيدنا محمد ونبيه وآله وسلم تسليماً

درود و سلام و تحيّت خداوند، بر سيّد و سرور ما و نبّى او محمّد و بر خاندان او.

در این قسمت از دعای ندبه نیز، بر طبق دستور ائمه اطهار(ع) که هر گاه دعاکننده خواست دعا کند اول باید حمد خدایتعالی را بجا آورد و سپس بر پیامبر اکرم(ص) و خاندان پاکش درود و صلوات بفرستد، عمل شده است.

و سلّم تسلیماً : بعد از طلب درود و صلوات بر آن حضرت و فرزندانش، سلام را اهدا می کند به این معنی که در پیشگاه مقدس پیامبر(ص) و فرزندانش تسلیم و مطیع محض است.

چنانکه در سوره احزاب می فرماید:

انّ الله و ملائکته یصلّون علی النّبی یا ایّها الذین آمنوا صلّو علیه و سلّموا تسلیماً

ابوالمعزی از ابی الحسن(ع) روایت کرده و می گوید از آن حضرت سوال کردیم :معنی صلوات الله و صلوات الملائکه و صلوات المومن چیست؟

در جواب فرمودند: صلوات خدا رحمت است و صلوات فرشتگان تزکیه و تنزیه پیامبر است و صلوات مومنین طلب رحمت و دعا است.1

مطلب پراهمیتی که در اینجا باید به آن تذکر دهیم این است که پیامبر(ص) فرمودند: لاتصلوا علیّ صلاة الابتر

یعنی صلوات مقطوع بر من نفرستید، هرگاه بر من صلوات می فرستید فرزندان مرا هم ضمیمه کنید و بگویید: اللهم صلّ علی محمّد و آل محمدّ

 

 |+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 17:47  توسط مهدیار  | 

 

اعمال عمومی و اختصاصی ماه مبارک رمضان از روز اول تا عید فطر


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 23:30  توسط مهدیار  | 
 

مي‌دانم تشنه‌اي اما كمي صبر داشته باش، مي‌خواهم از ماء معيني سخن گويم كه سال‌هاست آن را به فراموشي سپرده‌ايم.  
همان ماء معيني كه خداوند به واسطه وجودش تو و هر موجودي را آفريد.  
همان آبي كه به بركتش درخت‌ها بارور گرديد و ميوه‌ها رسيده و نهرها جاري شده.



ديگر ابراهيم(ع) ميان هاجر و اسماعيل(ع) نبود
يك زن با كودك شيرخوارش در بيايان بي‌پايان شهري به نام مكه  
همه چيز تمام شده بود، نه آبي و نه غذايي  
التهاب هاجر به اوج مي‌رسد، يك تكاپوي باورنكردني  
حركت او وام‌دار حس غريب مادرانه است  
ابتدا به كنار كوه صفا مي‌آيد، اثري از آب نمي‌يابد  
برقي از طرف كوه مروه نظرش را جلب مي‌كند و به گمان آب به سوي آن مي‌شتابد اما نه، باز هم خبري از آب نبود
آهنگ رفتن هاجر گريه‌هاي نوازدي دور از پدر است  
گويي واژه ياس و نااميدي مدت‌هاست كه در بيان گرم و طاقت‌فرساي مكه بخار شده  
سر انجام در مرتبه‌ي هفتم حركت، در آن سرزمين بي‌آب و علف به خواست خدا چشمه‌‌ي زمزم جوشيد  
مادر و فرزند از آن نوشيدند و از مرگ نجات يافتند.  


اي كاش ما نيز همچون هاجر و اسماعيل به آب حياتمان برسيم!


صحبت از آب شد، آن هم در ماه مبارك رمضان! يكي از ويژگي‌هاي رمضان همان يادآوري نعم الهي است. نعمت‌هايي كه اگر نمي‌بود، زندگي براي بشر ناممكن به نظر مي‌رسيد.  
شايد تشنگي و گرسنگي در روزهاي ابتدايي ماه مبارك بيشتر بروز كند واين خود يكي ديگر از الطاف خداوندي است كه روزه‌داران را متذكر معني واقعي خود مي‌كند
(قل ارايتم ان اصبح ماوكم غورا فمن ياتيكم بماء معين)  به آن بگو به من خبر دهيد اگر آب‌هاي مورد استفاده‌ي شما در زمين فرو رود چه كسي مي‌تواند آب جاري در دسترس شما قرار دهد؟ او چه نعمت پر بهايي است كه آب، به راستي كه اگر نبود چه اتفاقي مي‌افتاد؟
آب يعني زندگي
آب يعني طراوت و شادابي
آب يعني حيات موجودات
و آب يعني همه چيز


اي كاش ما نيز به آب حياتمان برسيم!


مي‌دانم تشنه‌اي اما كمي صبر داشته باش، مي‌خواهم از ماء معيني سخن گويم كه سال‌هاست آن را به فراموشي سپرده‌ايم.  
هان ماء معيني كه خداوند به واسطه وجودش تو و هر موجودي را آفريد.  
همان آبي كه به بركتش درخت‌ها بارور گرديد و ميوه‌ها رسيده و نهرها جاري شده.  
هماني كه زنده كننده نشانه‌هاي دين است.  
همان چشمه‌اي كه بالاخره يك روز از كنار كعبه، درست در همان نزديكي‌هايي كه هاجر به آب رسيده بود، خواهد جوشيد و صداي دلربايش همه را مدهوش خود خواهد كرد.  
و تو از من مي‌‌پرسي كه علت اين فراموشي و نسيان چيست؟ و من مي‌گويم خودمان آنقدر وجودمان را از آبشخور ماديات سيراب كرده‌ايم كه ديگر احساس تشنگي نمي‌كنيم.  
حال آن كه براي رسيدن به اين ماء معين نه مانعي چون عمربن سعد (لعنه‌‌الله) وجود دارد و نه فاصله‌اي چون آب فرات پيش رو داريم.  
مهدي در كنار ماست، نزديكتر از آنچه فكرش را مي‌كني.  
همت ابوالفضل(ع) را به ياد آورد و برخيز! اين بار امام زمانت مشك را به دست تو داده است مشكي كه گنجايش يك دريا دارد.  
آن مشك چيزي نيست جز يادت، فكرت، قلمت.  
آيا مي‌تواني سقاي خوبي باشي؟!


اي كاش ما نيزهمچون قمر بني‌هاشم(ع) به آب حياتمان برسيم


در تفسير اين آيه در حديثي از امام باقر(ع) مي‌خوانيم كه اين آيه درباره وجود مبارك حضرت مهدي(ع) نازل شده و ايشان در ادامه مي‌فرمايند:
«اگر امام شما پنهان گردد، و نمي‌دانيد كجاست؟ چه كسي براي شما امامي مي‌فرستد كه اخبار آسمان‌ها و زمين، و حلال و حرام خدا را براي شما شرح دهد»
و در حديثي از امام رضا(ع) داريم كه ايشان فرمودند چه بسيار زنان با ايمان و مردان مومني كه با وقت فقدان ماء معين (مهدي عليه‌السلام) متأسف، تشنه و محرومند 
ببين كه تشنه لبم من چه مي‌كشم بي‌آب
مگر كه بوي تو دريا، به من رساند باد

«ياد آريد هنگامي كه موسي(ع) براي قوم  خود (بني‌اسرائيل) به جستجوي آب برآمد و ما به او دستور داديم كه عصاي خود را بر سنگ زن پس دوازده چشمه‌ي آب (درست به تعداد قبايل بني‌اسرائيل) از آن با سرعت و شدت جاري شد» 
و نمي‌دانم چه سري در كلمه‌ي دوازده نهفته است كه همه را مبهوت خود مي‌كند  


اي كاش ما نيز همچون موساي كليم به آب حياتمان برسيم


اكنون كه تو نيز در فراز و نشيب بيابان زندگي به دنبال قطره‌اي آب سرگردان به سر مي‌بري، بيا دست هم را بگيريم و با هم فرياد تشنگي را سر دهيم و براي جوشش اين ماء معين و ظهور منجي بشريت در اين ماه مبارك دست به دامان خدا بريم.
منبع:موعود
مهدي. س. دانشجوي دانشگاه تهران

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 23:26  توسط مهدیار  | 
 آن چند عمل است                                 

             

اول :

غسل كردن در آب جارى و ريختن سى كف آب بر

 سر كه باعث ايمنى از جميع دردها و بيماريها

در تمام سال است


دوم :

كفى از گلاب بر رو بزند تا از خوارى و پريشانى نجات يابد و قدرى هم بر سر خود بزند تا در آن سال از سرسام [برسام‏] ايمن شود


سوم :

دو ركعت نماز اول ماه و تصدق را به عمل آورد


چهارم :


دو ركعت نماز كند :

در ركعت اول : حمد و إنا فتحنا

در ركعت دوم : حمد و هر سوره كه خواهد بخواند ،

تا حق تعالى جميع بديها را در آن سال از او دور گرداند و در حفظ خدا باشد تا سال آينده


پنجم :

بعد از طلوع فجر اين دعا بخواند :


اللَّهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدِ افْتَرَضْتَ عَلَيْنَا صِيَامَهُ وَ أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ هُدًى لِلنَّاسِ وَ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَ الْفُرْقَانِ

اللَّهُمَّ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ وَ تَقَبَّلْهُ مِنَّا وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا وَ سَلِّمْهُ لَنَا فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ



ششم :

بخواند دعاى چهل و چهارم صحيفه كامله را اگر در شب نخوانده


هفتم :

علامه مجلسى در زاد المعاد فرموده كلينى و شيخ طوسى و ديگران به سند صحيح روايت كرده‏اند كه حضرت امام موسى كاظم عليه السلام فرمود كه:

در ماه مبارك رمضان در اول سال يعنى روز اول ماه چنانچه علما فهميده‏اند اين دعا را بخوان و فرمود كه هر كه اين دعا را از براى رضاى خدا و بى شائبه اغراض فاسده و ريا بخواند،

در آن سال به او نرسد فتنه و گمراهى و نه آفتى كه ضرر رساند به دين او يا بدن او و حق تعالى او را حفظ كند از شر آنچه در آن سال واقع مى‏شود از بلاها ،

و دعا اين است :



اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَانَ لَهُ كُلُّ شَيْ‏ءٍ وَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِي تَوَاضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْ‏ءٍ

وَ بِعِزَّتِكَ الَّتِي قَهَرَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ بِقُوَّتِكَ الَّتِي خَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْ‏ءٍ وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتِي غَلَبَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ بِعِلْمِكَ الَّذِي أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ

يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ يَا أَوَّلا قَبْلَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ يَا بَاقِيا بَعْدَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ

وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَقْطَعُ الرَّجَاءَ وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُدِيلُ الْأَعْدَاءَ وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَرُدُّ الدُّعَاءَ

وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي يُسْتَحَقُّ بِهَا نُزُولُ الْبَلاءِ وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ غَيْثَ السَّمَاءِ وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَكْشِفُ الْغِطَاءَ

وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُورِثُ النَّدَمَ وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ

وَ أَلْبِسْنِي دِرْعَكَ الْحَصِينَةَ الَّتِي لا تُرَامُ وَ عَافِنِي مِنْ شَرِّ مَا أُحَاذِرُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فِي مُسْتَقْبَلِ سَنَتِي هَذِهِ

اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبَّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ رَبَّ السَّبْعِ الْمَثَانِي وَ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ

وَ رَبَّ إِسْرَافِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ جَبْرَئِيلَ وَ رَبَّ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ أَسْأَلُكَ بِكَ وَ بِمَا سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ يَا عَظِيمُ

أَنْتَ الَّذِي تَمُنُّ بِالْعَظِيمِ وَ تَدْفَعُ كُلَّ مَحْذُورٍ وَ تُعْطِي كُلَّ جَزِيلٍ وَ تُضَاعِفُ [مِنَ‏] الْحَسَنَاتِ بِالْقَلِيلِ وَ بِالْكَثِيرِ وَ تَفْعَلُ مَا تَشَاءُ يَا قَدِيرُ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ

صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَلْبِسْنِي فِي مُسْتَقْبَلِ سَنَتِي هَذِهِ سِتْرَكَ وَ نَضِّرْ وَجْهِي بِنُورِكَ وَ أَحِبَّنِي بِمَحَبَّتِكَ وَ بَلِّغْنِي رِضْوَانَكَ وَ شَرِيفَ كَرَامَتِكَ

وَ جَسِيمَ عَطِيَّتِكَ وَ أَعْطِنِي مِنْ خَيْرِ مَا عِنْدَكَ وَ مِنْ خَيْرِ مَا أَنْتَ مُعْطِيهِ أَحَدا مِنْ خَلْقِكَ وَ أَلْبِسْنِي مَعَ ذَلِكَ عَافِيَتَكَ يَا مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوَى

وَ يَا شَاهِدَ كُلِّ نَجْوَى وَ يَا عَالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ وَ يَا دَافِعَ مَا تَشَاءُ مِنْ بَلِيَّةٍ يَا كَرِيمَ الْعَفْوِ يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ تَوَفَّنِي عَلَى مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَ فِطْرَتِهِ

وَ عَلَى دِينِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سُنَّتِهِ وَ عَلَى خَيْرِ الْوَفَاةِ فَتَوَفَّنِي مُوَالِيا لِأَوْلِيَائِكَ وَ مُعَادِيا لِأَعْدَائِكَ اللَّهُمَّ وَ جَنِّبْنِي فِي هَذِهِ السَّنَةِ

كُلَّ عَمَلٍ أَوْ قَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ يُبَاعِدُنِي مِنْكَ وَ اجْلِبْنِي إِلَى كُلِّ عَمَلٍ أَوْ قَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ يُقَرِّبُنِي مِنْكَ فِي هَذِهِ السَّنَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ

وَ امْنَعْنِي مِنْ كُلِّ عَمَلٍ أَوْ قَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ يَكُونُ مِنِّي أَخَافُ ضَرَرَ عَاقِبَتِهِ وَ أَخَافُ مَقْتَكَ إِيَّايَ عَلَيْهِ حِذَارَ أَنْ تَصْرِفَ وَجْهَكَ الْكَرِيمَ عَنِّي

فَأَسْتَوْجِبَ بِهِ نَقْصا مِنْ حَظٍّ لِي عِنْدَكَ يَا رَءُوفُ يَا رَحِيمُ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مُسْتَقْبَلِ سَنَتِي هَذِهِ فِي حِفْظِكَ وَ فِي جِوَارِكَ وَ فِي كَنَفِكَ

وَ جَلِّلْنِي سِتْرَ عَافِيَتِكَ وَ هَبْ لِي كَرَامَتَكَ عَزَّ جَارُكَ وَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ وَ لا إِلَهَ غَيْرُكَ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي تَابِعا لِصَالِحِي مَنْ مَضَى مِنْ أَوْلِيَائِكَ

وَ أَلْحِقْنِي بِهِمْ وَ اجْعَلْنِي مُسَلِّما لِمَنْ قَالَ بِالصِّدْقِ عَلَيْكَ مِنْهُمْ وَ أَعُوذُ بِكَ اللَّهُمَّ [يَا إِلَهِي‏] أَنْ تُحِيطَ بِي خَطِيئَتِي وَ ظُلْمِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي

وَ اتِّبَاعِي لِهَوَايَ وَ اشْتِغَالِي بِشَهَوَاتِي فَيَحُولُ ذَلِكَ بَيْنِي وَ بَيْنَ رَحْمَتِكَ وَ رِضْوَانِكَ فَأَكُونَ مَنْسِيّا عِنْدَكَ مُتَعَرِّضا لِسَخَطِكَ وَ نِقْمَتِكَ

اللَّهُمَّ وَفِّقْنِي لِكُلِّ عَمَلٍ صَالِحٍ تَرْضَى بِهِ عَنِّي وَ قَرِّبْنِي إِلَيْكَ زُلْفَى اللَّهُمَّ كَمَا كَفَيْتَ نَبِيَّكَ مُحَمَّدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ هَوْلَ عَدُوِّهِ وَ فَرَّجْتَ هَمَّهُ

وَ كَشَفْتَ غَمَّهُ [كَرْبَهُ‏] وَ صَدَقْتَهُ وَعْدَكَ وَ أَنْجَزْتَ لَهُ عَهْدَكَ اللَّهُمَّ فَبِذَلِكَ فَاكْفِنِي هَوْلَ هَذِهِ السَّنَةِ وَ آفَاتِهَا وَ أَسْقَامَهَا وَ فِتْنَتَهَا وَ شُرُورَهَا وَ أَحْزَانَهَا

وَ ضِيقَ الْمَعَاشِ فِيهَا وَ بَلِّغْنِي بِرَحْمَتِكَ كَمَالَ الْعَافِيَةِ بِتَمَامِ دَوَامِ النِّعْمَةِ عِنْدِي إِلَى مُنْتَهَى أَجَلِي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنْ أَسَاءَ وَ ظَلَمَ وَ اسْتَكَانَ وَ اعْتَرَفَ

وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَغْفِرَ لِي مَا مَضَى مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِي حَصَرَتْهَا حَفَظَتُكَ وَ أَحْصَتْهَا كِرَامُ مَلائِكَتِكَ عَلَيَّ وَ أَنْ تَعْصِمَنِي

إِلَهِي [اللَّهُمَ‏] مِنَ الذُّنُوبِ فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِي إِلَى مُنْتَهَى أَجَلِي يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَ آتِنِي كُلَّ مَا سَأَلْتُكَ

وَ رَغِبْتُ إِلَيْكَ فِيهِ فَإِنَّكَ أَمَرْتَنِي بِالدُّعَاءِ وَ تَكَفَّلْتَ لِي بِالْإِجَابَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ




فقير گويد كه سيد اين دعا را در شب اول ماه ذكر فرموده
روز ششم سنه دويست و يك مردم بيعت كردند با حضرت امام رضا عليه السلام
و سيد روايت كرده كه براى شكرانه اين نعمت دو ركعت نماز در اين روز بگزارند در هر ركعت بعد از حمد بيست و پنج مرتبه توحيد بخوانند.


نماز شب اول :

چهار ركعت در هر ركعت بعد از حمد پانزده مرتبه توحيد

نماز شب دوم :

چهار ركعت در هر ركعت بعد از حمد بيست مرتبه إنا أنزلناه



از ابن عباس روايت كرده‏اند كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فضيلت بسيار از براى روزه هر روز ماه مبارك رمضان بيان فرمود.
 
منبع: موعود به نقل از مرکز نشر اعتقادات
 |+| نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 23:13  توسط مهدیار  | 

گام های انتظار

(مختصری از شرح دعای ندبه)

 گام دوم: بررسی سند

 

گرچه معارف و حقایق درخشان و مطالب ژرفی که با منطقی گیرا و عباراتی بسیار بلند و فصیح  در دعای شریف ندبه آمده ما را از ارائه هرگونه سند و منبع بی نیاز می کند، ولی در گوشه و کنار شنیده می شود که بعضی جاهلاً و یا معانداً به این دعای عظیم الشأن ایراد گرفته و در سند آن خدشه وارد می سازند.لذا برای نورانیت دل ها مشتاقان منابع مستحکم دعای ندبه را با تسلسل زمانی در اینجا می آوریم.

1- ابو جعفر محمد بن حسین بن سفیان بزوفری

نخستین فرد موثق و مورد اعتمادی که این دعای شریف را در اثر مکتوب خود از امام جعفر صادق(ع) روایت کرده، ابوجعفرمحمدبن حسین بن سفیان بزوفری است.

«بزوفری»منسوب به روستای«بزوفر»از توابع«قوسان» در نزدیکی«بغداد»در کرانه نهر«موفقی» در غرب دجله است.1

بزوفری از استادان شیخ مفید است و شیخ مفید به فراوانی از او یاد کرده و همین از دلایل وثوق وی است.

حاج آقا بزرگ تهرانیمی فرماید:

وثاقت او، از نقل فراوان شیخ مفید از او و طلب مغفرت بر او آشکار می باشد.2

2- ابوالفرج محمد بن علی بن یعقوب بن اسحاق بن ابی قرّه قنّائی

دومین فرد مورد اعتماد محمد بن علی بن ابی قرّه است که در کتاب الدّّعاء آن را از کتاب «بزوفری» نقل کرده است.

علامه تهرانی می فرماید:

محمدبن مشهدی در مزار و سیدبن طاووس در اقبال و دیگر آثارش به کثرت از کتاب او نقل کرده اند.3

مرحوم نمازی نیز در موردش فرموده:

به اتفاق همه رجالیون مورد وثوق است.4

3- محمد بن جعفر بن علی بن جعفر مشهدی حائری

ابن مشهدی یکی از علمای جلیل القدر قرن 6 بوده و از او کتاب ارزشمندی برجای مانده که به المزار کبیر ومزار ابن مشهدی مشهور است. نسخه های خطی فراوانی از آن تا زمان ما محفوظ مانده که از جملۀ آن، نسخه ای در کتابخانه مرحوم آیة الله مرعشی در قم است.۵

در طول هشت قرنی که از تاریخ تألیف این کتاب می گذرد، همواره مورد اعتماد و استناد بزرگان شیعه بوده و هر کتابی که در این هشت قرن پیرامون دعا و زیارت نوشته شده با واسطه یا بی واسطه از این کتاب استفاده کرده است.

وی در این کتاب، دعای ندبه را توسط ابن ابی قرّه، از کتاب بزوفری نقل کرده است و آن را به عنوان :« دعا برای حضرت صاحب الزمان(ع)، که شایسته است در اعیاد اربعه: عید فطر،عید قربان، عید غدیر و عید جمعه خوانده شود.» آورده است.

دعای ندبه در نسخه کتابخانه آیة الله مرعشی، صفحه 821 تا 837 آمده است.

4- صاحب کتاب مزار قدیم

مزار قدیم نیز کتاب باارزشی است که مؤلف آن معاصر ابن مشهدی و نیز مرحوم طبرسی (صاحب احتجاج) بوده است. مؤلف مزار قدیم، در اثر ارزشمند خود، دعای ندبه را توسط ابن ابی قرّه، از کتاب بزوفری روایت کرده است.

با توجه به اینکه مؤلف این کتاب ناشناخته است، نمی توان بع عنوان یک منبع موثق به آن اعتماد کرد، فقط می توان آن را مؤیدی بر نقل ابن مشهدی قرار داد.

5- رضی الدین علی بن موسی بن طاووس حلّی

سید ابن طاووس در کتاب گرانقدر مصباح الزائر در بخش زیارتهای حضرت ولی عصر،ارواحنا فداه،شش زیارت نقل کرده،آنگاه دعای ندبه را به عنوان هفتمین زیارت، به نقل از «محمد بن علی بن ابی قره» از «محمد بن حسین بن سنان بزوفری» روایت کرده و فرموده است:

این دعا برای حضرت صاحب الزمان،صلوات الله علیه،می باشد و مستحب است که در اعیاد چهارگانه خوانده شود.۶

وی همچنین در کتاب شریف اقبال نیز تعدادی از دعاهای اعیاد اسلامی را می شمارد،آنگاه می فرماید:

دعای دیگری است که بعد از نماز عید و در هر یک از اعیاد چهارگانه خوانده شود.۷

آنگاه دعای ندبه را نقل می کند و در پایان می افزاید:

هنگامی که که از دعا فارغ شدی،مهیای سجده در برابر پروردگار باش و بگو آنچه را که ما با سندهای خود از امام صادق،علیه السلام،روایت کردیم،که فرمود:پساز این دعا گونه راست خود را بر زمین بگذار و بگو:«سیدی سیدس... کم من عتیق لک... ای عزیزای جمیل.»۸

از این تعبیر استفاده می شود که سید بن طاووس علاوه بر مزار کبیر  طریق دیگری برای دعای ندبه داشته است، زیرا در مزار کبیر و در مزار قدیم این قسمت اخیر وجود ندارد و سید تصریح کرده که آنرا با سند های خود از امام صادق،علیه السلام،روایت کرده است.

سید بن طاووس به هنگام بیان اعمال روز عید قربان،دعاهایی را نقل می کند که پس از مراجعت از نماز عید خوانده شود،سپس می فرماید:«از جمله دعاهایی که پس از نماز عید اضحی خوانده می شود،دعای ندبه است که در باب عید فطر بیان کردیم.»۹

6.علی بن علی بن موسی بن طاووس

علی بن علی،پسر سید بن طاووس در کتاب شریف زوائد الفوائد دعای ندبه را از پدر بزرگوارش نقل کرده است.

7.مولی محمد باقر مجلسی

علامه مجلسی دعای ندبه را در کتاب گرانسنگ بحار الانوار به نقل از مصباح الزائر سید بن طاووس و همچنین در کتاب زادالمعاد نقل کرده و در سرآغاز آن می فرماید:

و اما دعای ندبه که مشتمل است بر عقاید حقه و تأسف بر غیبت حضرت قائم(عج) به سند معتبر از حضرت امام جعفر صادق(ع) منقول است،که سنت است این دعای ندبه را در چهار عید بخواند،یعنی:جمعه، عید فطر، عید قربان و عید غدیر.۱۰

از عبارت مرحوم علامه مجلسی چند مطلب مهم بدست می آید که در تقویت سند دعای ندبه حائز اهمیت است:

1- مشتمل است بر عقاید حقه

2- تأسف بر غیبت حضرت قائم(عج)

3- سند معتبر

4- از حضرت امام جعفر صادق(ع) منقول است.

5- مستحب است که در اعیاد اربعه خوانده شود.

بزرگان بسیار دیگری نیز دعای عظیم الشأن ندبه را در کتب خود آورده اند که برای طولانی نشدن مطلب تنها به نام برخی از آنان اکتفا می کنیم:

8- سید محمد طباطبایی یزدی

9- سید حیدر کاظمی

10- محدث نوری

11- صدرالاسلام همدانی

12- ابراهیم بن محسن کاشانی

13- میرزا محمد تقی موسوی اصفهانی

14- محدث قمی

15- شیخ محمد باقر فقیه ایمانی

16- سید محسن امین

پ.ن:

1- الحموی البغدادی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان،ج1، ص 412

2- الطهرانی، آغا بزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج1،ص 194

3- الطهرانی، آغا بزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج1، ص 184؛ همو،طبقات اعلام الشیعه، ص 266

4- نمازی، شیخ علی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج 7، ص 251

5- حسینی اشکوری، سید احمد، فهرست کتابخانه آیه الله مرعشی،ج13، ص 83

6 - ابن طاووس، السید علی بن موسی، مصباح الزائر، ص 446- 453

7- ابن طاووس، السید علی بن موسی، اقبال الاعمال، ص 295

8- ابن طاووس، السید علی بن موسی، اقبال الاعمال، ص299

9- ابن طاووس، السید علی بن موسی، اقبال الاعمال، ص449

 ۱۰- المجلسی، محمد باقر، زاد المعاد، ص 486

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 22:37  توسط مهدیار  | 

مردم ديده به هر سو نگرانند هنوز                         چشم در راه تو، صاحب نظرانند هنوز

لاله‏ها، شعله كش از سينه داغند به دشت                در غمت، همدم آتش جگرانند هنوز

از سراپرده غيبت خبرى باز فرست                         كه خبر يافتگان، بى‌خبرانند هنوز!

آتشى را بزن آبى به رخ سوختگان                        كه صدف سوز جهان، بد گهرانند هنوز

پرده ‏بردار! كه بيگانه نبيند آن روى                       غافل از آينه، اين بى‏بصرانند هنوز!

رهروان در سفر باديه، حيران تواند                       با تو آن عهد كه بستند، بر آنند هنوز

ذرّه‏ها در طلب طلعت رويت، با مهر                        همچنان تاخته چون نو سفرانند هنوز

سحر آموختگانند، كه با رايت صبح                         مشعل افروز شب بى‏سحرانند هنوز

طاقت از دست شد، اى مردمك ديده! دمى                  پرده بگشاى! كه مردم نگرانند هنوز

                                                                                                                    مشفق کاشانی

شب چهارشنبه است و متعلق به آقا امام زمان(عج)...............

از همه دوستان التماس دعا داریم

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 18:42  توسط مهدیار  | 

گام های انتظار

(مختصری از شرح دعای ندبه)

 گام اول: مقدمه

شناخت و معرفت دینی و درک عمیق معارف اسلامی از وظایف مهمی است که بارها بر آن تاکید شده و بخصوص در عصر غیبت بسیار مورد توجه قرار گرفته است. یکی از راه های دستیابی به این شناخت،تفکر و تفقه در ادعیه و زیاراتی است که از ائمه معصومین(ع) نقل شده و حاوی دقیق ترین معارف اسلامی و عمیق ترین نکات و دقایق عرفانی است.

دعای عظیم الشأن ندبه نیز از جمله دعاهایی است که در طول تاریخ عصر غیبت نجات بخش بسیاری از مومنین بوده و می تواند انسان فرو رفته در سیاهی عصر غیبت را نجات دهد و یادآور اوضاع عصر غیبت  و تارها و دام ها و مشکلات آن و از همه مهم تر خلاء عظیمی باشد که ناشی از عدم حضور مستقیم امام عصر (عج) در میان انسان هاست.

علاوه بر آن، دعای ندبه فریاد اعتراضی است نسبت به همه کسانی که زمینه غیبت آخرین امام را فراهم ساختند و همچنین اعلام حضور و آمادگی است برای فراهم ساختن زمینه ظهور دوباره امام معصوم (ع) بر پهنه خاک.

با این وجود، متأسفانه برخی به خاطر عدم آشنایی با ادبیات عربی و معانی لغوی این زبان، به ظواهر لفظی این دعا اکتفا می کنند، در نتیجه ارتباط روحی و معنوی با آن برقرار نمی گردد و آن چنان که شایسته است اثرگذار نمی شود. حال آنکه فرازهای زیبای ندبه و بانگ بابن الحسن شیعیان حضرت، چون تیری خون آلود در سینه سیاه دشمنان فرو می رود و آسایش و آرامش را از آن ها سلب می کند. و در نتیجه پرسش های زیادی را بعنوان اعتراض و به منظور ایجاد شبهه و تردید در باره آن مطرح می کنند.

لذا بر آن شدم  تا مختصری از شرح دعای عظیم الشأن ندبه را در این وبلاگ بنویسم تا مورد استفاده عموم دوستان و مشتاقان حضرت قرار بگیرد و شاید راهی باشد تا از تاریکی و ضلالت عصر غیبت به آن خورشید تابان برسیم.

اَللّهُمَّ اَرِنِی الطَّلْعَهَ الرَّشیدَهَ والْغُرَّهَ الْحَمِیدَهَ واکْحُلْ ناظِری بِنظْرَهٍ مِنّی إلَیهِ وَعَجِّلْ فَرَجَهُ

خدايا! آن چهره درخشان و آن ماه ستوده و تابان را به من بنمايان.و چشم مرا به لمحه‏اى از ديدار او روشنى ببخش و فرجش را نزديك گردان.

شرحی که نوشته می شود خلاصه ای است از کتاب های:

۱)شرح و تفسیر دعای ندبه/ سید جعفر رفیعی/ موسسه یاران قائم(عج)

۲)فروغ ولایت در دعای ندبه/ آیة الله العظمی صافی گلپایگانی/ موسسه انتشارات حضرت معصومه(س)

۳)با دعای ندبه در پگاه جمعه/ علی اکبر مهدی پور/ نشر موعود عصر (عج) 

۴)کجایی ای فرزند احمد (دعای ندبه) / ترجمه سید مهدی شجاعی 

به امید آنکه این اثر مورد قبول حضرت صاحب الامر واقع شود.

                                                                                      انشاءالله

 |+| نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 1:17  توسط مهدیار  | 

بيا كه بي‌تو جهان، از گلايه لبريز است
                                                             بهار، بي‌تو به رنگ غروب پاييز است
بيا كه فاجعه مي‌بارد از زمين و زمان
                                                            ز اشك و خون، دل يارانِ حق، گهر ريز است
بيا! به گوش دل ما سرودِ مهر بخوان
                                                             بيا كه صحبت عشّاق، بس دل‌انگيز است
بيا! جهان زِ وجود شهيد، رنگين شد
                                                             بيا كه نالة انسان، گلايه‌آميز است

                               بيا كه مردم دنيا در انتظار تواند
                              در آرزوي وصال تو، بي‌قرار تواند

بيا كه پيش تو از روزگار، شكوه كنيم
                                                             ز درد و رنج برون از شمار، شكوه كنيم
ازين خزان غم‌افزا، ازين شبان سياه
                                                             ز سست‌عهدي فصل بهار، شكوه كنيم
بيا كه با تو ازين ره سوي خدا برويم
                                                             ز سوز و درد دل بي‌قرار، شكوه كنيم
بيا كه نور بگيريم از فروغ خدا
                                                             ز تيره‌فامي اين شام تار، شكوه كنيم
تو اي صلابت ايمان! تو اي نشانة نور!
                                                              بيا كه در بر پروردگار، شكوه كنيم

                                  بيا كه مردم دنيا در انتظار تواند
                                 در آرزوي وصال تو بي‌قرار تواند

بيا و چهرة شب را ستاره‌باران كن
                                                              بهار و غنچه و گل را به شهر، مهمان كن
به زردرويي گل‌هاي پرشكسته نگر
                                                              فضاي خاطر افسرده را گلستان كن
گرفته ظلمت شب، ره به كلبه‌هاي حزين
                                                              بيا! ز پرتو خود كلبه را چراغان كن
ز سنگ فتنة بي‌ياوران كافركيش
                                                               شكست شيشة دل‌ها؛ بيا و احسان كن
بپا شده است خدا را قيامتي ز گناه
                                                                بيا و گوشة چشمي به حق‌پرستان كن

                                 بيا كه مردم دنيا در انتظار تواند
                                در آرزوي وصال تو بي‌قرار تواند

شنيده‌ام كه تو از راه دور مي‌آيي
                                                                   پي رهايي خلقِ صبور مي‌آيي
عبور مي‌كني از راه‌هاي صعب زمين
                                                                   ز جاده‌هاي بدون عبور مي‌آيي
به سوي ظلمت خاموش راهيان حيات،
                                                                   به كف گرفته طبق‌هاي نور، مي‌آيي
چراغ عدل به دست تو مي‌شود روشن
                                                                   چو گل شكفته ز درك حضور مي‌آيي
اگرچه قامت تو تا به كهكشان خداست
                                                                   تو شاد و خنده به لب، بي‌غرور مي‌آيي

                                   بيا كه مردم دنيا در انتظار تواند
                                  در آرزوي وصال تو بي‌قرار تواند

«هوروش نوابي»

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 12:22  توسط مهدیار  | 

                 میلاد

 

 موعود عالمیان

                   

                      منجی بشریت

   

    مهدی صاحب الزمان(عج)

 

   بر همه منتظران و عاشقانش

             

              مبارک باد

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 16:9  توسط مهدیار  | 

شب نیمه شعبان

شب بسیار مبارکیست از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام روایتست که از حضرت امام محمّد باقرعلیه السلام سؤال شد از فضل شب نیمه شعبان فرمود آن شب افضل شبها است بعد از لیلةالقدر در آن شب عطا مى فرماید خداوند به بندگان فضل خود را و مى آمرزد ایشان را به مَنّ و کَرَم خویش پس سعى و کوشش کنید در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب پس بدرستى که آن شبى است که خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدّس خود که دست خالى برنگرداند سائلى را از درگاه خود مادامى که سؤال نکند معصیت را و آن شب آن شبى است که قرار داده حَقّ تعالى آن را از براى ما به مقابل آنکه قرار داده شب قدر را براى پیغمبر ماصلى الله علیه وآله پس کوشش کنید در دُعا و ثنا بر خداى تعالى «الخبر» و از جمله برکات این شب مبارک آنست که ولادت با سعادت حضرت سلطان عصر امام زمان ارواحُنا لَهُ الفداء در سحر این شب سنه دویست و پنجاه و پنج در سُرَّ مَنْ رَاى  واقع شده و باعث مزید شرافت این لَیْله مبارکه شده و از براى این شب چند عملست

اوّل غسل است که باعث تخفیف گناهان مى شود

دویّم احیاءاین شب است به نماز و دعاء و استغفار چنانچه امام زین العابدین علیه السلام مى کردند و در روایتست که هر که احیا دارد این شب را نمیرد دل اودر روزى که دلها بمیرند

سیّم زیارت حضرت امام حسین علیه السلام است که افضل اعمال این شب و باعث آمرزش گناهانست و هر که خواهد با او مصافحه کند روح صد و بیست و چهار هزار پیغمبر زیارت کند آن جناب را در این شب و اَقَلِ  زیارت آن حضرت آن است که به بامى برآید و به جانب راست و چپ نظر کند پس سر به جانب آسمان کند پس زیارت کند آن حضرت را به این کلمات «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُاللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ» و هرکس در هر کجا باشد در هر وقت که آن حضرت را به این کیفیّت زیارت کند امید است که ثواب حجّ وعُمره براى اونوشته شودومازیارت مخصوصه این شب رادرباب زیارات ذکرخواهیم نمودانشاءاللّه تعالى

چهارم خواندن این دعا که شیخ و سیّد نقل کرده اند و به منزله زیارت امام زمان صلوات اللَّه و سلامُه عَلَیْهِ است  اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا [هذِهِ ] وَمَوْلُودِها، وَحُجَّتِکَ وَمَوْعُودِهَا الَّتى  قَرَنْتَ اِلى   فَضْلِها فَضْلاً، فَتَمَّتْ کَلِمَتُکَ صِدْقاً وَعَدْلاً، لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِکَ وَلا مُعَقِّبَ  لِأیاتِکَ، نُورُکَ الْمُتَاَ لِّقُ،وَضِیآؤُکَ الْمُشْرِقُ، وَالْعَلَمُ النُّورُ، فى  طَخْیآءِ الدَّیْجُورِ، الْغائِبُ الْمَسْتُورُ، جَلَّ مَوْلِدُهُ، وَکَرُمَ مَحْتِدُهُ، وَالْمَلائِکَةُ شُهَّدُهُ، وَاللَّهُ  ناصِرُهُ وَمُؤَیِّدُهُ، اِذا آنَ میعادُهُ، وَالْمَلائِکَةُ اَمْدادُهُ، سَیْفُ اللَّهِ الَّذى  لا یَنْبوُ، وَنُورُهُ الَّذى  لا یَخْبوُ، وَ ذوُالْحِلْمِ الَّذى  لا یَصْبوُا، مَدارُ الَّدهْرِ، وَنَوامیسُ الْعَصْرِ، وَوُلاةُ الْأَمْرِ، وَالْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ ما یَتَنَزَّلُ فى  لَیْلَةِ الْقَدْرِ، وَاَصْحابُ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ، تَراجِمَةُ وَحْیِهِ، وَوُلاةُ اَمْرِهِ وَنَهْیِهِ، اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى  خاتِمِهْم وَقآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوالِمِهِمْ اَللّهُمَ  وَاَدْرِکَ بِنا أَیَّامَهُ، وَظُهُورَهُ وَقِیامَهُ، وَاجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ، وَاقْرِنْ ثارَنا بِثارِهِ، وَاکْتُبْنا فى  اَعْوانِهِ وَخُلَصآئِهِ، وَاَحْیِنا فى  دَوْلَتِهِ ناعِمینَ، وَبِصُحْبَتِهِ غانِمینَ، وَبِحَقِّهِ قآئِمینَ، وَمِنَ السُّوءِ سالِمینَ یا اَرْحَمَ  الرَّاحِمینَ، وَالْحَمْدُللَّهِ  رَبِّ الْعالَمینَ، وَصَلَواتُهُ عَلى  سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَالْمُرْسَلینَ، وَعَلى  اَهْلِ بَیْتِهِ الصَّادِقینَ وَعِتْرَتِهَ  النَّاطِقینَ، وَالْعَنْ جَمیعَ الظَّالِمینَ، واحْکُمْ بَیْنَنا وَبَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ.

 پنجم شیخ روایت کرده از اسماعیل بن فضل هاشمى که گفت تعلیم کرد مرا حضرت صادق علیه السلام این دعا را که بخوانم آنرا در شب نیمه شعبان:

 اَللّهُمَّ اَنْتَ الْحَىُ الْقَیُّومُ الْعَلِىُّ الْعَظیمُ، الْخالِقُ الرَّازِقُ، الْمُحْیِى  الْمُمیتُ، الْبَدى ءُ الْبَدیعُ، لَکَ الْجَلالُ وَلَکَ الْفَضْلُ، وَلَکَ الْحَمْدُ وَلَکَ الْمَنُّ وَلَکَ الْجُودُ، وَلَکَ الْکَرَمُ وَلَکَ الْأَمْرُ، وَلَکَ الْمَجْدُ وَلَکَ الْشُّکْرُ، وَحْدَکَ لا شَریکَ  لَکَ یا واحِدُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ  کُفُواً اَحَدٌ، صَلِّ عَلى  مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاْغفِرْ لى  وَارْحَمْنى  وَاکْفِنى  ما اَهَمَّنى ، وَاقْضِ دَیْنى ، وَوَسِّعْ عَلَىَّ فى  رِزْقى ، فَاِنَّکَ فى  هذِهِ اللَّیْلَةِ کُلَّ اَمْرٍ حَکیمٍ تَفْرُقُ، وَمَنْ تَشآءُ مِنْ خَلْقِکَ تَرْزُقُ، فَارْزُقْنى  وَاَنْتَ  خَیْرُ الرَّازِقینَ، فَاِنَّکَ قُلْتَ وَاَنْتَ خَیْرُ الْقآئِلینَ النَّاطِقینَ وَاسْئَلوُا اللَّهَ  مِنْ فَضْلِهِ، فَمِنْ فَضْلِکَ اَسْئَلُ، وَاِیَّاکَ قَصَدْتُ، وَابْنِ نَبِیِّکَ اعْتَمَدْتُ، وَلَکَ  رَجَوْتُ، فَارْحَمْنى  یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ،

 ششم بخواند این دعا را که حضرت رسول صلى الله علیه وآله  دراین شب مى خواندند:

 اَللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشْیَتِکَ ما یَحُولُ بَیْنَنا وَبَیْنَ مَعْصِیَتِکَ، وَمِنْ طاعَتِکَ ما تُبَلِّغُنا بِهِ رِضْوانَکَ وَمِنَ الْیَقینِ ما یَهُونُ عَلَیْنا بِهِ  مُصیباتُ الدُّنْیا، اَللّهُمَّ اَمْتِعْنا بِاَسْماعِنا وَاَبْصارِنا وَقُوَّتِنا ما اَحْیَیْتَنا، وَاجْعَلْهُ الْوارِثَ مِنَّا، وَاجْعَلْ ثارَنا عَلى  مَنْ ظَلَمَنا، وَانْصُرنا عَلى  مَنْ عادانا، وَلا تَجْعَلْ مُصیبَتَنا فى  دینِنا وَلا تَجْعَلِ الدُّنْیا اَکْبَرَ هَمِّنا، وَلا مَبْلَغَ عِلْمِنا، وَلا تُسَلِّطْ عَلَیْنا مَنْ لا یَرْحَمُنا، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ، و این دعاى جامع کاملى است و خواندن آن در اوقات دیگر نیز غنیمت است و از عوالى اللئالى نقل شده که حضرت رسول صلى الله علیه وآله همیشه این دعا را مى خواندند

 هفتم بخواند صلوات هر روز را که در وقت زوال مى خواند

 هشتم بخواند دعاى کمیل را که ورودش در این شبست و در باب اوّل گذشت

نهم آنکه هر یک از سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُللَّهِ  وَاللَّهُ اَکْبَرُ وَلا اِلهَ اِلَّااللَّهُ  را صد مرتبه بگوید تا خداوند تعالى گناهان گذشته او را بیامرزد و برآورد حاجتهاى دنیا و آخرت او را

دهم شیخ در مصباح روایت کرده از ابویحیى در ضمن خبرى در فضیلت شب نیمه شعبان که گفت گفتم به مولاى خودم حضرت صادق علیه السلام که بهترین دعاها در این شب کدام است فرمود هر گاه به جا آوردى نماز عشا را پس دو رکعت نمازگذار بخوان در رکعت اوّل حمد و سُوره جحد که قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ باشد و بخوان در رکعت دویّم حمد و سوره توحید که قُلْ هُوَاللَّهُ اَحَدٌ است پس چون سلام دادى بگو سُبْحانَ اللَّهِ سى و سه مرتبه و اَلْحَمْدُلِلَّهِ سى و سه مرتبه و اللَّهُ اَکْبَرُ سى و چهار مرتبه پس بگو:  یا مَنْ اِلَیْهِ مَلْجَأُ الْعِبادِ فِى الْمُهِمَّاتِ، وَاِلَیْهِ یَفْزَعُ الْخَلْقُ فىِ الْمُلِمَّاتِ، یا عالِمَ الْجَهْرِ وَالْخَفِیَّاتِ، وَ یا مَنْ لا تَخْفى  عَلَیْهِ خَواطِرُ الْأَوْهامِ، وَتَصَرُّفُ الْخَطَراتِ، یا رَبَّ الْخَلایِقِ وَالْبَرِیَّاتِ، یا مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ  الْأَرَضینَ وَالسَّمواتِ، اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَمُتُّ اِلَیْکَ بِلا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، فَیا لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اجْعَلْنى  فى  هِذِهِ اللَّیْلَةِ مِمَّنْ نَظَرْتَ اِلَیْهِ  فَرَحِمْتَهُ، وَسَمِعْتَ دُعآئَهُ فَاَجَبْتَهُ، وَعَلِمْتَ اسْتِقالَتَهُ فَاَقَلْتَهُ، وَتَجاوَزْتَ عَنْ سالِفِ خَطیئَتِهِ وَعَظیمِ جَریرَتِهِ فَقَدِ اسْتَجَرْتُ بِکَ  مِنْ ذُنُوبى ، وَلَجَاْتُ اِلَیْکَ فى  سَتْرِ عُیُوبى ، اَللّهُمَّ فَجُدْ عَلَىَّ بِکَرَمِکَ  وَفَضْلِکَ، وَاحْطُطْ خَطایاىَ بِحِلْمِکَ وَعَفْوِکَ، وَتَغَمَّدْنى  فى  هذِهِ  اللَّیْلَةِ بِسابِغِ کَرامَتِکَ، وَاجْعَلْنى  فیها مِنْ اَوْلِیآئِکَ، الَّذینَ اجْتَبَیْتَهُمْ  لِطاعَتِکَ، وَاخْتَرْتَهُمْ لِعِبادَتِکَ، وَجَعَلْتَهُمْ خالِصَتَکَ وَصِفْوَتَکَ، اَللّهُمَ  اجْعَلْنى  مِمَّنْ سَعَدَ جَدُّهُ، وَتَوَفَّرَ مِنَ الْخَیْراتِ حَظُّهُ، وَاجْعَلْنى  مِمَّنْ  سَلِمَ فَنَعِمَ، وَفازَ فَغَنِمَ، وَاکْفِنى  شَرَّ ما اَسْلَفْتُ، وَاعْصِمْنى  مِنَ الْإِزدِیادِ فى  مَعْصِیَتکَ، وَحَبِّبْ اِلَىَّ طاعَتَکَ، وَما یُقَرِّبُنى  مِنْکَ، وَیُزْلِفُنى  عِنْدَکَ، سَیِّدى  اِلَیْکَ یَلْجَأُ الْهارِبُ، وَمِنْکَ یَلْتَمِسُ الطَّالِبُ، وَعَلى  کَرَمِکَ  یُعَوِّلُ الْمُسْتَقیلُ التَّائِبُ اَدَّبْتَ عِبادَکَ بالتَّکَرُّمِ، وَاَنْتَ اَکْرَمُ الْأَکْرَمینَ، وَاَمَرْتَ بِالْعَفْوِ عِبادَکَ وَاَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ، اَللّهُمَّ فَلا تَحْرِمْنى  ما رَجَوْتُ مِنْ کَرَمِکَ، وَلا تُؤْیِسْنى  مِنْ سابِغِ نِعَمِکَ، وَلا تُخَیِّبْنى  مِنْ  جَزیلِ قِسَمِکَ فى  هذِهِ اللَّیْلَةِ لِأَهْلِ طاعَتِکَ، وَاجْعَلْنى  فى  جُنَّةٍ مِنْ  شِرارِ بَرِیَّتِکَ، رَبِّ اِنْ لَمْ اَکُنْ مِنْ اَهْلِ ذلِکَ، فَاَنْتَ اَهْلُ الْکَرَمِ وَالْعَفْوِ وَالْمَغْفِرَةِ، وَجُدْ عَلَىَّ بِما اَنْتَ اَهْلُهُ، لا بِما اَسْتَحِقُّهُ، فَقَدْ حَسُنَ ظَنّى  بِکَ، وَتَحَقَّقَ رَجآئى  لَکَ، وَعَلِقَتْ نَفْسى  بِکَرَمِکَ، فَاَنْتَ اَرْحَمُ  الرَّاحِمینَ، وَاَکْرَمُ الْأَکْرَمینَ، اَللّهُمَّ وَاخْصُصْنى  مِنْ کَرَمِکَ بِجَزیلِ  قِسَمِکَ، وَاَعُوذُ بِعَفْوِکَ. مِنْ عُقُوبَتِکَ، وَاغْفِر لِىَ الَّذنْبَ الَّذى  یَحْبِسُ  عَلَىَّ الْخُلُقَ، وَیُضَیِّقُ عَلىَّ الرِّزْقَ، حَتّى  اَقُومَ بِصالِحِ رِضاکَ، وَاَنْعَمَ  بِجَزیلِ عَطآئِکَ، وَاَسْعَدَ بِسابِغِ نَعْمآئِکَ، فَقَدْ لُذْتُ بِحَرَمِکَ  وَتَعَرَّضْتُ لِکَرَمِکَ، وَاسْتَعَذْتُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ، وَبِحِلْمِکَ مِنْ  غَضَبِکَ فَجُدْ بِما سَئَلْتُکَ، وَاَنِلْ مَا الْتَمَسْتُ مِنْکَ، اَسْئَلُکَ بِکَ لا بِشَى ءٍ هُوَ اَعْظَمُ مِنْکَ پس به سجده مى روى و مى گوئى یا رَبِّ بیست مرتبه یا اَللَّهُ هفت  مرتبه لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ هفت مرتبه ما شآءَ اللَّهُ ده مرتبه لا قُوّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ ده مرتبه پس صلوات مى فرستى بر پیغمبر و آل اوعلیهم السلام و مى خواهى از خدا حاجت خود را پس قسم به خدا که اگر حاجت بخواهى بسبب این عمل به عدد قطرات باران هر آینه برساند به تو خداوند عَزَّوَجَلَّ آن حاجتها را بکَرَم عَمیم وفَضْل جَسیمِ خود

یازدهم شیخ طوسى و کفعمى فرموده اند که بخواند در این شب:

 اِلهى  تَعَرَّضَ لَکَ فى  هذَا اللَّیْلِ الْمُتَعَرِّضُونَ،وَقَصَدَکَ الْقاصِدُونَ، وَاَمَّلَ فَضْلَکَ وَمَعْرُوفَکَ الطَّالِبُونَ، وَلَکَ فى  هذَا اللّیْلِ  نَفَحاتٌ وَجَوآئِزُ وَعَطایا وَمَواهِبُ، تَمُنُّ بِها عَلى مَنْ تَشآءُ مِنْ عِبادِکَ، وَتَمْنَعُها مَنْ لَمْ تَسْبِقْ لَهُ الْعِنایَةُ مِنْکَ، وَها اَنَا ذا عُبَیْدُکَ  الْفَقیرُ اِلَیْکَ، الْمُؤَمِّلُ فَضْلَکَ وَمَعْرُوفَکَ، فَاِنْ کُنْتَ یا مَولاىَ تَفَضَّلْتَ، فى  هذِهِ اللَّیْلَةِ عَلى اَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ، وَعُدْتَ عَلَیْهِ بِعائِدَةٍ مِنْ عَطْفِکَ، فَصَلِّ عَلى  مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ، الْخَیِّرینَ الْفاضِلینَ، وَجُدْ  عَلَىَّ بِطَولِکَ وَمَعْرُوفِکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ، وَصَلَّى اللَّهُ عَلى  مُحَمَّدٍخاتَمِ  النَّبیّینَ وَ الِهِ الطَّاهِرینَ، وَسَلَّمَ تَسْلیماً، اِنَّ اللَّهَ حَمیدٌ مَجیدٌ، اَللّهُمَّ اِنّى  اَدْعُوکَ کَما اَمَرْتَ فَاسْتَجِبْ لى  کَما وَعَدْتَ، اِنَّکَ لا تُخْلِفُ الْمیعادَ    و این دعائیست که در سحرها در عقب نماز شفع خوانده مى شود

دوازدهم بخواند بعد از هر دو رکعت از نماز شب و شفع و بعد از دعاهاى وِتْر دعاهائى را که شیخ و سیّد نقل کرده اند

سیزدهم بجا آورد سجده ها و دعاهایى را که از رسول خداصلى الله علیه وآله روایت شده از جمله روایتى است که شیخ از حَمّاد بن عیسى از اَبانِ بنِ تَغْلب روایت کرده که گفت حضرت صادق علیه السلام فرمودند شب نیمه شعبانى داخل شد و بود رسول خداصلى الله علیه وآله در آن شب نزد عایشه همین که نصف شب شد برخاست رسول خداصلى الله علیه وآله از رختخواب خود براى عبادت پس چون بیدار شد عایشه یافت که پیغمبرصلى الله علیه وآله بیرون رفته از رختخواب او و داخل شد بر او آنچه که فرو گیرد زنها را یعنى غیرت و گمان کرد که آن حضرت رفته پیش بعض زنهاى خود پس برخاست و پیچید بر خود شَمْله یعنى چادر خود را و قسم به خدا که شَمْله او از ابریشم و کتان و پنبه نبود ولکن تار آن مو و پُود آن از کُرکهاى شتر بود و جستجو مى کرد رسول خداصلى الله علیه وآله را در حجره هاى زنهاى دیگرش حجره به حجره پس در این بین که در جستجوى آن حضرت بود به ناگاه نظرش افتاد بر رسول خداصلى الله علیه وآله که در سجده است مثل جامه اى که چسبیده شده بر روى زمین پس نزدیک آن حضرت شد شنید که مى گوید در سجده خود:

 سَجَدَ لَکَ سَوادى  وَخَیالى ، وَآمَنَ بِکَ فؤادى ، هذِهِ یَداىَ وَماجَنَیْتُهُ  عَلى  نَفْسى ، یا عَظیمُ [عَظیماً] تُرْجى  لِکُلِّ عَظیمٍ، اِغْفِرْ لِىَ الْعَظیمَ، فَاِنَّهُ  لایَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظیمَ اِلاَّ الرَّبُّ الْعَظیمُ پس بلند کرد سر خود را و دوباره برگشت به سجده  و شنید عایشه که مى گوید: اَعُوذُ بُنُورِ وَجْهِکَ الَّذى  اَضائَتْ لَهُ السَّمواتُ  وَالْأَرَضُونَ وَانْکَشَفَتْ لَهُ الظُّلُماتُ، وَصَلَحَ عَلْیْهِ اَمرُ الْأَوَّلینَ  وَالْأخِرینَ مِنْ فُجأَةِ نَقِمَتِکَ، وَمِنْ تَحْویلِ عافِیَتِکَ، وَمِنْ زَوالِ  نِعْمَتِکَ، اَللّهُمَّ ارْزُقْنى  قَلْباً تَقِیّاً نَقِیّاً، وَمِنَ الشِّرْکِ بَریئاً لا کافِراً ولا شَقِیّاً،  پس بر خاک نهاد دو طرف روى خود را و گفت: عَفَّرْتُ وَجْهى  فِى التُّرابِ  وَحُقَّ لى  اَنْ اَسْجُدَ لَکَ پس همین که خواست رسول خداصلى الله علیه وآله برگردد شتافت عایشه به سوى رختخواب خود پس رسول خداصلى الله علیه وآله آمد به رختخواب او و شنید که نفس بلند مى زند فرمود چیست این نفس بلند آیا نداسته اى که چه شبى است امشب این شب نیمه شعبان است که در آن قسمت مى شود روزیها و در آن نوشته مى شود اَجَلْها و در آن نوشته مى شود روندگان به حج و بدرستى که خداى تعالى مى آمرزد در این شب از خلق خود بیشتر از عدد موهاى بُزهاى قبیله کَلْب و مى فرستد خداى تعالى ملائکه خود را از جانب آسمان به سوى زمین در مکه

چهاردهم نماز جناب جعفر را به جا آورد چنانکه شیخ از حضرت امام رضاعلیه السلام روایت کرده

پانزدهم بجا آورد نمازهاى این شب را و آن بسیار است از جمله نمازیست که روایت کرده ابویحیى صَنْعانى از حضرت باقر و صادق علیهما السلام و هم روایت کرده اند از آن دو بزرگوار سى نفر از کسانى که وثوق و اعتماد است به ایشان که آن دو بزرگوار فرمودندکه هرگاه شب نیمه شعبان شد پس بجا آور چهار رکعت نماز، بخوان در هر رکعت حمد و قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ صد مرتبه پس چون فارغ شدى بگو  اَللّهُمَّ اِنّى  اِلَیْکَ فَقیرٌ، وَمِنْ عَذاِبکَ خائِفٌ مُسْتَجیرٌ، اَللّهُمَّ لا تُبَدِّلْ  اِسْمى ، وَلا تُغَیِّرْ جِسْمى ،وَلاتَجْهَدْ بَلائى ، وَلاتُشْمِتْ بى  اَعْدآئى ،اَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عِقابِکَ، وَاَعُوذُ بِرَحْمَتِکَ مِنْ عَذابِکَ، وَاَعُوذُ بِرِضاکَ مِنْ سَخَطِکَ،  وَاَعُوذُبِکَ مِنْکَ جَلَّ ثَنآؤُکَ، اَنْتَ کَما اَثْنَیْتَ عَلى  نَفْسِکَ، وَفَوْقَ ما یَقُولُ الْقآئِلُونَ  و بدان که فضیلت بسیار وارد شده براى خواندن صد رکعت نماز در این شب در هر رکعتى یک مرتبه حمد و ده مرتبه توحید و گذشت در ماه رجب دستورالعمل شش رکعت نماز در این شب بحمد و یس و تَبارَکَ و توحید روز نیمه شعبان عید مولود شریف امام دوازدهم مَوْلانا وَاِمامُنا الْمَهْدِىُّ حضرت حجّة بن الحسن صاحبُ الزَّمان صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَعَلى  آبائِهِ است:

و مستحب است زیارت آن حضرت علیه السلام در هر زمان و مکان و در هر جا و دعابراى تعجیل ظهور آن حضرت در هنگام زیارت و بخصوص تأکید شده به زیارت آن حضرت در سرداب سامراء، و ظهور آن حضرت و فرمانروائیش مسلم است و او است که زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر شده باشد از ستم و بیدادگرى

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 11:49  توسط مهدیار  | 
آيت‌الله محمد ناصري دولت‌آبادي
 
در فضيلت بعضي از اوقات بر بعضي ديگر، هيچ ترديدي نيست. تماميِ ماه مبارك رمضان، ليلـة القدر، شب مبعث پيامبر(ص)، عيد سعيد غدير و ... در شمار اين ايّام مبارك است.
امّا گذشته از شرافت ذاتيِ بعضي از ايّام، اهميّت حاصل از بعضي از وقايع خاص نيز به شرافت آن ايّام مي‌افزايد.
ماه شعبان نيز در شمار شريف‌ترين ايّام سال قرار دارد كه نه تنها خود شريف است، بلكه بستر ولادت وليّ مطلق الهي، حضرت بقيةالله(ع) نيز هست. از اين روست كه در سخنان پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت(ع) نيز به وفور به اهميّت اين ماه اشاره شده است.

بنابر آنچه در شماري از متون روايي وارد شده، پيامبر اكرم(ص) در يكي از سال‌ها، به هنگام آغاز اين ماه خطبه‌اي خواندند و مردم را نسبت به شرافت اين ماه آگاه فرمودند. قسمت‌هايي از اين خطبه چنين است.....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 15:53  توسط مهدیار  | 
اخيرا در برخي از وبلاگ ها، حديثي جعلي از نوع اسرائيليات 2008 نقل شده است و "باراك اوباما" را يكي از علائم ظهور آقا امام زمان (عج) معرفي كرده است.
 

متن اين حديث جعلي به شرح زير است....

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 23:50  توسط مهدیار  | 

ای که میلاد تو اسرار قدم را زنده کرد                     معنی نور علی نور نعم را زنده کرد

جد تو باشد محمد  باب  تو باشد  حسین                    بود تو دین رسول محترم را زنده کرد

گرعلی نامش بعالم مشتق از نام خداست                  نام تو نازم که مولود حرم را زنده کرد

شهربانو تا تو را با  شیره  جان   پرورید                 در مصلای عرب نام عجم را زنده  کرد

علم باقر فقه صادق صبرموسی از تو بود                چون کلامت جوهر فتح  قلم را زنده کرد

بر رضای حق رضا بودی و از حب رضا                  رحمت حق مظهر جود و کرم را زنده کرد

مشعل  راه  هدایت  را به  هادی  داده ای                  کز صفایش نعمت خوان نعم را زنده کرد

                              فخر ما ایرانیان این بس که از نسل تو حق             

                             عسگری و مهدی صاحب علم را زنده کرد

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 17:42  توسط مهدیار  | 

    به نام صاحب زمان

                                      به یاد صاحب الزمان

   با سلام خدمت همه دوستان

با استعانت از حضرت ولی عصر (عج)انشاءالله از هفته آینده،هر هفته (۴شنبه یا ۵شنبه) مختصری از شرح دعای ندبه در این وبلاگ نوشته می شود.

با امید اینکه مورد قبول حضرت واقع شود.......

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 21:5  توسط مهدیار  | 
 

سايت‌هاي اينترنتي طرفداران فرقه ضاله بهائيت بر اساس قاعدهاي ديكته شده بيت‌العدل اعظم (سازمان مديريت جهاني فرقه) مستقر در اسرائيل و مبلغين پيشكسوت و رهبران آنها در مراكز بهايي ايران راه‌اندازي شده‌اند.

به گزارش فارس، بر اساس نتايج يك تحقيق، اينترنت در ساليان اخير عرصه ظهور و حضور بسياري از جريان‌هاي فكري و فرهنگي كشور بوده است.

بر اين اساس يكي از نحله‌هايي كه در سال‌هاي اخير توانسته فضاي مناسبي را جهت تبليغ و ترويج انديشه‌هاي مذموم خود در اينترنت فارسي بيابد، فرقه ضاله بهائيت است.

حمايت بي‌دريغ رژيم صهيونيستي و آمريكا و انگلستان، امكانات تبليغي فراواني را براي اين فرقه در اينترنت فراهم آورده است.
منبع:موعود
 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 19:22  توسط مهدیار  | 
آيت‌الله عبدالله جوادي آملي كه اخيرا به عنوان پركارترين نويسنده ايراني لقب گرفت، كتابي درباره امام دوازدهم شيعيان به نام «امام مهدي موجود موعود» نوشته است.

به گزارش فارس، اين كتاب مجموعه مباحث و نوشته‌هاي آيت‌الله جوادي آملي درباره حضرت بقية‌الله(عج) است كه با مقدمه‌اي به دوستداران امام زمان(عج) ارائه شده است.

كتاب «امام مهدي موجود موعود» با يك پيشگفتار و در سه بخش كلي سامان يافته است.

بخش نخست با عنوان امام‌شناسي به موضوع شناخت امام(عج) و بررسي ويژگي‌هاي آن مي‌پردازد.

نويسنده در بخش دوم، موضوع انتظار را مورد بررسي قرار داده و حقيقت انتظار و وظيفه منتظران را تبيين كرده است.

بخش سوم كتاب نيز در بردارنده مطالبي درباره پس از ظهور امام زمان(عج) و تشكيل مدينه فاضله مهدوي است.

اين كتاب با تنظيم و تحقيق «سيدمحمد حسن مخبر» و در 320 صفحه به‌زودي توسط نشر اسوه به بازار كتاب ارائه خواهد شد.
منبع:موعود
 |+| نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 9:34  توسط مهدیار  | 
بخوان به نام رهایی!

                              بخوان به نام بلوغ!

                                                       بخوان به نام صاعقه در التهاب شب...

بخوان به نام ساقه امید در پهندشت یأس! بخوان به نام خالق خورشید، و عشق را به اسم اعظم معشوق،از پس یلدای بی تنفس دیجور،نورباران کن.

بخوان نبی گرامی! بخوان رسول عشق و امید! بخوان به نام نامی توحید!

تو که خواندی،هرم صدای تو که قندیل های سکوت رت ذوب کرد، آوای مهربان تو که فضای میان زمین و آسمان را عطرآگین نمود،بوی خوش عشق که ملائک بی تاب را به طواف حرا کشانید؛انبیاء انگشت حسرت به دندان گزیدند.

ابراهیم و اسماعیل از آنکه حرا بود و ما به مرمت کعبه ایستادیم.

و موسی از آنکه به طور،چرا رفتیم.

و عیسی از آنکه آنچه در زمین یافتنی بود،در آسمان چرا می جستیم.

و در این میانه تنها خاطر خدا بود که راضی بود،چراکه رحمت واسعه خویش را نمود عینی بخشیده بود.

فرشتگان برخی به رضایت بی سابقه خدا سجده می بردند، بعضی عرق از جبین پیامبر می ستردند،عدع ای گوش به لطافت این معاشقع می سپردند و برخی از آنکه معشوق خداوند را در زمین می دیند ـ نه در میان خوش ـ خون دل می خوردند.

جبرائیل چه ذوق کرده بود که پیام عاشق و معشوق را بر بال امانت خویش به یکدیگر می رساند.

آری،تو که خواندی، آسمانیان، زمینیان اهل دل را به پایان شب سیاه بشارت دادند، عرشیان که هلهله می کردند فرشیان را مژده آوردند که:

"قد جائکم من الله نور"

خداوند زمین را نورباران کرده است. برخیزید،خواب را بشکنید و چشمان ظلمت گرفته را سوی نور بگشایید. بیم گمراهی را از کلبه دل برانید و ترس از فراز و نشیب، از چاه و چاله، از دشت و تپه را جواب کنید.

برگرفته از کتاب خدا کند تو بیایی اثر سید مهدی شجاعی

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 21:41  توسط مهدیار  | 

شهادت باب الحوائج

 

 

 حضرت موسی بن جعفر(ع)

 

 را به محضر حضرت ولی عصر

 

(روحی و ارواح العالمین له الفداء)

 

و همه شیعیان و محبان حضرتش

 

 تسلیت می گوییم.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 16:16  توسط مهدیار  | 
 
>
  بالا  
>>>